دلگویه های یک دوست بی نشان2
هر کاری هم که بعد از اون براش انجام بدین
اون دیگه هیچوقت براتون همون "آدم
اکنون که با شـراب نشـد شــوکران بـنوش
اولین اسلاید اصلی با این سوال شروع میشد که "چه عاملی بیشترین تاثیر را در قبولی از آزمون کنکور دارد؟" چندین پاسخ برای آن در نظر گرفته شده بود که اولین آنها خود باوری و اعتماد به نفس و آخرین آن داشتن پشتوانه درسی قوی در دوره ی کارشناسی بود. جالب بود که از نظر سخنران خود باوری خیلی مهمتر از پشتوانه ی قوی درسی بود و برای اثبات این مدعا معدل قبولی های سالهای قبل را آورده بودند. این اعداد نشان می دادند که قبولیها و حتی، در بعضی موارد، نفرات اول معدل خیلی کمی داشتند. همچنین نشان میداد که دانشجویان با معدل بالا رتبه های خیلی بدی داشته اند.
سلام استاد ، امیدوارم ایام به کام و خوب باشید !
خیلی دیر آپدیت کردین
!!! دیگه ناامید شده بودم و امروز گفتم یه سری به وبلاگتون بزنم! شاید باز
وبلاگتون رو شروع کردین به نوشتن ! معذرت که یکم نوشته هام حالت گفتاری
دارن و انتقاد گونن !!! قصد جسارت ندارم
در مورد این نوشته که "این
دانشجویان بعد از پایان ترم اصلا استاد را تحویل نمی گیرند!!" شما به
عنوان بزرگتر بنده روزی دانشجوی این مرزوبوم بودین !!! یادتون میاد که وقتی
استادی رابطه ای صمیمانه با شاگرداش داره هر چند در مدت کم تو دل آدم
میشینه حتی اگه تو همون درس رد شده باشه !!! و بالعکس وقتی استادی نسبت به
دانشجو هاش رابطه ای سرد داشته باشه ....
اینو در نظر بگیرین دانشجویی
ترم اول وقتی وارد دانشگاه ارومیه میشه وقتی بهش میگن استاد ریاضیت کیه ؟
بگه دکتر غلامی یه جور نا امیدش کنن که از درس خوندن دست بکشه !!! انتظار
رابطه ای خوب پس از پایان ترم از جانب اون دانشجو رو دارین ؟ وقتی من درس
بخونم یا نخونم استاد نمره کم میده یا سوالش سخته چرا زحمت بکشم ؟!
یادمه تو کلاس ما گفتین میخوایم سطحتون رو ببریم بالا مثل دانشگاه شریف !!!
من
یکی از دوستام شریف درس می خونه ، سوال ترم اول ریاضی 1 رو بهش دادم به من
گفت ... اینا چین ؟!!!! ما اینارو نخوندیم!!!!! ولی شما اینو در نظر
نمیگیرین که معدل من در عددی کمتر از 1 ضرب میشه و با دانشجوی شریفی که
معدلش در عددی بالای 1 ضرب میشه چون دانشگاه مادره و متاسفانه اکنون وضعیت
تحصیلی ما بگونه ای هست که شرط اول نمرست نه سطح سواد !
ببخشین سرتون رو درد آوردم ، ای کاش همه ی استادا یه همچین جایی برای درد ودل داشتن ! البته ببخشید موضوعات بحثم متفاوت از همه ...
همه این مطالب یه لحظه به ذهنم خطور کردن که گفتنشون خالی از لطف نبود !!!!!
این هم برای شما به پاس زحماتتون 
به او بیاموزید که اگر با کار و زحمت یک دلار بدست آورد بهتر از آن است که پنج دلار از روی زمین پیدا کند .
به او بیاموزید که از شکست پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد .
او را از غبطه خوردن بر حذر دارید .
به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید .
اگر می توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید .
به او بگویید تعمق کند ، بگویید به پرندگان در حال پرواز ، به گل های درون
باغچه ، و به زنبور هایی که در هوا پرواز می کنند دقیق شود .
به پسرم بیاموزید اگر مردود شود بهتر است تا با تقلب قبول شود .
به پسرم بیاموزید که با افراد ملایم ، ملایم و با گردنکش ها ، گردنکش برخورد کند .
به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند .
به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند .
ارزش های زندگی را به پسرم یاد بدهید .
اگر می توانید به پسرم یاد بدهید در اوج اندوه تبسم کند .
به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد .
به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش بهایی تعیین کند ، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست .
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .
در کار آموزش با پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید . بگذارید که او شجاع باشد .
به او بیاموزد که به مردم اعتقاد داشته باشد .
شاید این ها که گفتم توقع زیادی باشد اما ببینید چه می توانید بکنید .

بزرگترین هنر معلم، بر انگیختن روح فعالیت در جهان به خاطر ابدع علم و تحصیل علوم است.
فرزندان عزیزم، به خاطر داشته باشید که هر چه در مدارس خود یاد می گیرید نتیجه ی کار نسل های بی شماری است، که در اثر کوشش آرزومندانه ی همه ی مردم جهان به ثمر رسیده، و سپرده ای است دست شما، از آن استفاده ببرید و به آن بیافزائید تا روزی که آن را با کمال امانت و وفاداری به فرزندتان بسپارید.
ما موجودات فانی، از مواد ابدی و پایدار آفرینش، علی رغم عمر کوتاه خودمان، ارزشهایی می آفرینیم که می توانند عمر جاوید داشته باشند.
خواندن مطلب زیر، که از سایت http://www.salambudapest.com/subpage8.html برداشته ام، را برای تسکین آلام این عده از دانشجویان توصیه می کنم.
یادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد.مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود.در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي درزمره قوانين اصلي قرار گرفتند
همه ما نقش مادرانه ی رياضيات را باور كردهايم و زندگی صنعتي امروز ما نيز حيات خود را از رياضيات میداند، چرا كه سوخت اصلي و منبع تغذيه ی تمام علوم و صنايع امروز بشر از رياضيات تأمين میشود.
فقدان شايستگی در رياضيات و توقف علم رياضی میتواند زندگی ما را بسيار محدود سازد.
ابتدای سال تحصيلي برخی دانشجویان میپرسند: « رياضيات به چه دردی میخورد؟ » در جواب این سوال آنچه از كاربرد رياضی در صنايع و مشاغلی كه نقش مهم در زندگی آنها دارد، را می توان گفت: كه اغلب رياضيدانان ساليان قبل منجم هم بودهاند و همين مثلثات از نيازهای نجوم شكل گرفته است. اجداد ما ايرانيان آن را آغاز و به انجام رساندهاند. تقويم و گاه شماری، جلوهای از رياضيات در علم نجوم است.
از اینکه نتوانستم به پیشنهاد خود جامه ی عمل بپوشانم از همه ی شما معذرت می خواهم.
شاد و سر بلند باشید.
از نظر من تعداد دانشجویان در کلاسها بسیار زیاد است طوری که فرصت ارزیابی صحیح آنها را از معلم می گیرد. از طرف دیگر برای اداره ی کلاس، مدرس مجبور است از روشهایی استفاده کند که اصولا اعتقادی به آنها ندارد. همچنین ارتباط استاد و دانشجو به سمتی کشانده می شود که دانشجو از استاد فقط انتظار نمره دارد و استاد نمی تواند بعنوان یک راهنما در کنار دانشجو قرار گیرد. (این دانشجویان بعد از پایان ترم اصلا استاد را تحویل نمی گیرند!!).
بنده نظرات خود را بیان کرده و بعنوان یک راه حل، پیشنهاد دادم، به کمک اساتید علاقمند، اردوهای تفریحی برگزار شوند. این اردو ها امکان می دهند که دانشجویان و اساتید با همدیگر بیشتر آشنا شده و بتوانند از پتانسیلهای همدیگر استفاده ی بیشتر ی داشته باشند.
پیشنهاد می کنم یک اردوی یک روزه، به کمک دانشجویان، داشته باشیم. دوستان علاقمند می توانند ضمن اعلام موافقت خود اگر پیشنهادی هم دارند مطرح کنند. پیشنهادات می توانند در مورد محل اردو و برنامه های آن باشد.
شاد باشید
یکی از مسائل مهم در فرهنگ فعلی ایران زمین معیارهای انتخاب جوان موفق است. در آنچه که در زیر می آ ید سعی می کنم برداشت خود را از این فرهنگ بیان کرده و به تحلیل آن بپردازم. نظرات شما می تواند این بحث را پر بار سازد.
متاسفانه باید بگویم نمرات دانشجویان به هیچ وجه راضی کننده نیستند. اغلب سوالات امتحان پایان ترم مثالهای کتاب درسی بودند که سر کلاس حل شده بودند!! و بعضی از آنها هم تمرینهایی بودند که سر کلاس داده شده بودند. با این اوصاف از نظر من این امتحان بیشتر شبیه امتحانات دروس حفظی بود تادرس ریاضی!! به همین خاطر ورقه ها با اغماض کمتری اصلاح شده اند (توجه داشته باشید گفتم با اغماض کمتر نه بدون اغماض).
دانشجویانی که نسبت به نمره ی خود اعتراض دارند می توانند اعتراض کتبی خود را، حد اکثر تا روز شنبه ی هفته ی آینده به بنده تحویل دهند. اعتراض کتبی باید شامل این جمله باشد: "نمره تجدید نظر شده، حتی اگر کمتر از نمره ی قبلی باشد، نمره ی نهایی اینجانب خواهد بود."
دوستان توجه داشته باشند که بنده فقط بر اساس نمره ی ورقه های امتحانی شما قضاوت کرده ام. بنابرین هیچ بهانه ای، هر چند موجه، در نمره ی امتحانی شما تاثیری نخواهد داشت. لطفا توجه داشته باشید قضاوت انسانی، هر چند خطا پذیر است، بر اساس کمیت های قابل حصول و اندازه گیری استوار است. قبول داشته باشید که من نمی توانم به دنیات درونی شما پی ببرم، واقعا نمی توانم بدون استناد به نمره ی امتحان بدانم شما چقدر یاد گرفته اید.
به امید داشتن دنیایی زیباتر و شادتر