درد دلهای یک دانشجو
سلام استاد ، امیدوارم ایام به کام و خوب باشید !
خیلی دیر آپدیت کردین
!!! دیگه ناامید شده بودم و امروز گفتم یه سری به وبلاگتون بزنم! شاید باز
وبلاگتون رو شروع کردین به نوشتن ! معذرت که یکم نوشته هام حالت گفتاری
دارن و انتقاد گونن !!! قصد جسارت ندارم
در مورد این نوشته که "این
دانشجویان بعد از پایان ترم اصلا استاد را تحویل نمی گیرند!!" شما به
عنوان بزرگتر بنده روزی دانشجوی این مرزوبوم بودین !!! یادتون میاد که وقتی
استادی رابطه ای صمیمانه با شاگرداش داره هر چند در مدت کم تو دل آدم
میشینه حتی اگه تو همون درس رد شده باشه !!! و بالعکس وقتی استادی نسبت به
دانشجو هاش رابطه ای سرد داشته باشه ....
اینو در نظر بگیرین دانشجویی
ترم اول وقتی وارد دانشگاه ارومیه میشه وقتی بهش میگن استاد ریاضیت کیه ؟
بگه دکتر غلامی یه جور نا امیدش کنن که از درس خوندن دست بکشه !!! انتظار
رابطه ای خوب پس از پایان ترم از جانب اون دانشجو رو دارین ؟ وقتی من درس
بخونم یا نخونم استاد نمره کم میده یا سوالش سخته چرا زحمت بکشم ؟!
یادمه تو کلاس ما گفتین میخوایم سطحتون رو ببریم بالا مثل دانشگاه شریف !!!
من
یکی از دوستام شریف درس می خونه ، سوال ترم اول ریاضی 1 رو بهش دادم به من
گفت ... اینا چین ؟!!!! ما اینارو نخوندیم!!!!! ولی شما اینو در نظر
نمیگیرین که معدل من در عددی کمتر از 1 ضرب میشه و با دانشجوی شریفی که
معدلش در عددی بالای 1 ضرب میشه چون دانشگاه مادره و متاسفانه اکنون وضعیت
تحصیلی ما بگونه ای هست که شرط اول نمرست نه سطح سواد !
ببخشین سرتون رو درد آوردم ، ای کاش همه ی استادا یه همچین جایی برای درد ودل داشتن ! البته ببخشید موضوعات بحثم متفاوت از همه ...
همه این مطالب یه لحظه به ذهنم خطور کردن که گفتنشون خالی از لطف نبود !!!!!
این هم برای شما به پاس زحماتتون 
